این مطلب را به درخواست برخی از روشنفکران اهل سنت در این پست قرار می دهیم.
شوراى شش نفرى و سرانجام آن عمر هنگام مرگ به
مشورت پرداخت و اين پيشنهاد كه «عبيد اللّه» فرزندش را خليفه كند، رد كرد،
سپس اضافه نمود: پيامبر تا هنگام مرگ از اين شش نفرراضى بود: على (ع)،
عثمان، طلحه، زبير، سعد بن ابى وقاص و عبد الرّحمن بن عوف لذا بايد خلافت
به مشورت اين شش نفر انجام شود تا يكى را از ميان خود انتخاب كنند، آن گاه
دستور داد تا هر شش نفر را حاضر كنند، سپس نگاهى به آنها كرد و گفت همه شما
مايل هستيد بعد از من به خلافت برسيد، آنها سكوت كردند، دوباره اين جمله
را تكرار كرد. «زبير» جواب داد: ما كمتر از تو نيستيم چرا به خلافت نرسيم!
(يكى از مورّخان مى گويد: اگر زبير يقين به مرگ عمر نداشت جرأت نمى كرد اين
سخن را با اين صراحت بگوید).
بعد براى هر يكى از شش نفر عيبى شمرد، از جمله به «طلحه» گفت:
پيامبر (ص) از دنيا رفت در حالى كه به خاطر
جمله اى كه بعد از نزول «آيه حجاب» گفتى از تو ناراضى بود» و به على (ع)
گفت: «تو مردم را به راه روشن و طريق صحيح به خوبى هدايت مى كنى تنها عيب
تو اين است كه بسيار مزاح مى كنى!» و به «عثمان» گفت: «گويا مى بينم كه
خلافت را قريش به دست تو داده اند و بنى اميّه و بنى ابن معيط را بر گردن
مردم سوار مى كنى و بيت المال را در اختيار آنان مى گذارى و گروهى از گرگان
عرب تو را در بسترت سر مى برند».
سرانجام «ابو طلحه انصارى» را خواست و فرمان داد
كه پس از دفن او با پنجاه تن از انصار، اين شش نفر را در خانه اى جمع كنند
تا براى تعيين جانشين او به مشورت پردازند، هر گاه پنج نفر به كسى رأى دهند
و يك نفر در مخالفت پافشارى كند، گردن او را بزنند و همچنين در صورت ت نقد و بررسی علمی اهل تسنن...
ادامه مطلب
ما را در سایت نقد و بررسی علمی اهل تسنن دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 112
تاريخ: پنجشنبه
8 دی
1401 ساعت: 12:28